متن ذیل یادداشتی است که توسط دبیر دوره سوم نگاشته شده است:

شاید خیلی دیر
باشد که بنویسم اما این نوشتن بیانی است حاوی تشکر از دوستان و کلیه دانشجویان
علاقمند و فعال در دانشگاه امام صادق(ع) و آن هم دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ
وارتباطات.
سومین دوره علمی
وپژوهشی دعوت با عنوان چشم اندازهای فرهنگ پژوهی: به سوی دانش فرهنگ و ارتباطات
بالاخره به پایان رسید و به قول یکی از دوستان این دوره، در کنار دوره نخست که
شروع یک حرکت بود و دوره دوم که نشانی از استمرار ، این دوره، دوره انتقال نسلی و
فرهنگی به دانشجویان جدیدتر تلقی می شد که البته توانست تجارب خوبی را برای آن رقم
بزند.
این دوره بسیاری
از تجارب را در خود برای دست اندرکاران دوره به همراه داشت که جا دارد به نگارش
درآید چرا که خود زمینه ساز گام های جدیدی در عرصه های فرهنگ و ارتباطات پژوهی
خواهد بود.
در این نوشته
کوتاه جای دارد از مسئولین بخش های گوناگون این دوره تشکر و قدردانی ویژه نمایم.
از آقای حمید
دوریشی مسئول روابط عمومی، آقای حسین مهربانی فر مسئول هماهنگی و رسانه ای، آقای مصطفی
المعله مسئول سمعی و بصری، آقای علی دهقان منشادی مسئول فرهنگی، آقای میلاد حاجی
پروانه دبیر علمی دوره، آقای حسین مهدی پور مدیر داخلی دوره، آقای رامین چابکی مسئول
نشریه و امور چاپی و ادریس راموز و علی اکبر سیاح مسئول تدارکات و پشتیبانی و همه
دوستانی که ما را دراین مهم یاری نمودند.
البته سعی من بر
این است که کم کم خاطرات و تجربیات این
دوره را بر روی وبلاگ دوره قرار دهم.
مجتبی صمدی
دبیر سومین دوره
علمی و پژوهشی دعوت
15 مرداد ماه
دانشگاه امام
صادق علیه السلام
گفتاری
پیرامون مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعی
درآمدی
به سوی مفهوم فرهنگ در «فرهنگ و ارتباطات»

در این دورهی آموزشی سعی خواهیم کرد که به سیر تغییر
مفهوم فرهنگ در تاریخ اندیشه علوم اجتماعی بپردازیم. دو دورهی تاریخی در اندیشه
وجود دارد که دو نوع ساختار متفاوت معرفتی را به وجود آورده است. بر این اساس دورهی
مدرنیسم و دورهی پست مدرنیسم، دو دورهی تاریخی است که دو ساختار معرفتی متفادت
را ایجاد میکند(توجه داشته باشید که این دو دورهی تاریخی منقطع هستند. رجوع کنید
به آنتونی گیدنز، پیامدهای مدرنیته).
دورهی مدرنیسم بر اساس دو مفهوم اومانیسم و روشنگری
شکل گرفتهاست. بنابراین سعی میکنیم این دو مفهوم را بشکافیم و تاثیر این دو
مفهوم را بر مفهوم فرهنگ در دورهی مدرنیسم بررسی کنیم. در دورهی مدرنیسم دو
دسیپلین(Dicipline) وجود دارد که
به مفهوم فرهنگ پرداختهاند. انسانشناسی و مردم شناسی در مقابل جامعه شناسی.
انسانشناسی که از واژهی anthropo استفاده میکنند که به معنای انسان فاقد قرارداد است. انسانی که در جامعه
قرار ندارند. بنابراین مفهوم فرهنگ در اینجا با مفهوم فرهنگ در مردمشناسی که به
اجتماعها و جامعهشناسی که به ساختارهای جامعهی شهری و پیشرفته و متمدن
میپردازد قطعا متفاوت خواهد شد.
دورهی پست مدرنیسم دو مفهوم مرگ سوژه و غریزه وجود
دارد. بعد از آنکه فیلسوفان سوژه را کشتند، دیگر حاشیه از مرکز مهمتر شد.(دریدا)
به همین خاطر جنسیت و قومیت و هویت و نژاد (مهاجرین) اهمیت پیدا میکنند. (موضوعاتی
که مطالعات فرهنگی بسیار به این موضوعات میپردازند.) مفهوم دیگر در دورهی پست
مدرنیسم غلبهی غریزه بر عقل است به همین دلیل نیچه فیلسوف پستمدرنیسم است. چون
نیچه ریشهی نیهیلیسم غرب را در عقل میداند و به همین دلیل به سقراط پرخاش میکند
که نظام مفهوم منسجمی به وجود آورد و ریشهی نهیلیسم غرب از او نشات میگیرد. غریزهگرایی
در پستمدرنیسم، ما را به مفهوم زندگی و لذت نزدیک میکند. بنابراین مفاهیمی مانند
زندگی روزمره و ...در آن مطرح میشود.
در دورهی پستمدرنیسم یک دیسیپلین(Dicipline)
نشانهشناسی فرهنگی و دو اینتردیسیپلینری(interdiciplinery)
مطالعات فرهنگی و فرهنگ و ارتباطات وجود دارد. ما در این سعی خواهیم کرد این مفهوم
فرهنگ در این سه گرایش را با دقت و وسواس نظری به خودآگاهی فردی و گروهی برسانیم.
میلاد حاجی پروانه
مسئول و دبیر علمی سومین دوره دعوت
--------
پی نوشت:
برای ثبت نام در سومین دوره دعوت اینجا را کلیک کنید +